على دوانى

85

سيد رضى مؤلف نهج البلاغه ( فارسى )

دانشمند بود ، و شعرش بر شعر رضى فزونى داشت ، ولى شعر رضى نيكوتر بود . گفته‌اند كه در ميان شعراى دودمان ابو طالب شاعرى به فرزانگى او نبوده است . سيد رضى مشهور به رفض ( تشيع ) بود ! . . . « 23 » قفطى نيز در « انباه الروات » شرح حال سيد رضى را به گونه ديگران از علماى عامه آورده است « 24 » . توضيحى از ما اين بود شمه‌اى از آنچه دانشمندان پيشين عامه در بارهء سيد رضى گفته‌اند ، كه ما براى نمونه نقل كرديم . بقيه بزرگان اهل تسنن و دانشمندان تراجم و رجال و مورخان بعدى آنها نيز تقريبا گفته‌هاى خود را از اينان گرفته‌اند . بنا بر اين نيازى به ذكر آنها نيست . مىبينيد كه اغلب آنها اين شخصيت بزرگ علمى شيعه را « شاعر » و « صاحب ديوان شعر » و « سرآمد شاعران آل ابي طالب » دانسته ، و روى شعر او حساب كرده‌اند . ثانيا از كتاب نهج البلاغه اثر مهم او ذكرى نكرده‌اند . جز ابن خلكان و صفدى و ابن حجر عسقلانى كه آن هم مغرضانه ياد كرده و خواسته‌اند اين اثر بزرگ اسلامى را از اعتبار ساقط كنند . آن هم اثرى بديع از آثار بلاغت عربى يعنى زبان مادرى و دين و آئين خود و سخن والاى كسى كه او را چهارمين و برترين خليفه از خلفاى راشدين مىدانند ! ثالثا مىبينيد كه ابن حجر مانند ديگران سيد رضى را به نام شيعه اماميه ياد نمىكند ، بلكه به تعبير زنندهء و ساختگى « رافضى » يادگار ناصبىهاى دوران بنى اميه و بنى عباس نام مىبرد ، و اين ارث ناميمون را براى متعصبان بعدى خود به يادگار گذارده‌اند . تا جائى كه شيخ عبد الوهاب نجار استاد معاصر الازهر مصر ، در پاورقى شرح حال سيد رضى در كامل ابن اثير مىنويسد : « رضى در سال 359 متولد شد ، و در وقتى كه ده سال داشت آغاز به سرودن شعر كرد . او داراى هوشى فوق العاده بود . كتابى در معانى قرآن تصنيف كرده است كه مانند آن را كمتر مىتوان يافت ، و كتابى در مجازات قرآن . ديوان شعر او هم مشهور است ، و تاكنون يك بار چاپ شده است . گويند او بزرگترين شعراى قريش است ، جز اين كه او داراى عقيده شيعه بوده است ! ! هم او و هم پدر و برادرش ! . . . « 25 »

--> ( 23 ) - لسان الميزان - ج 5 ص 141 . ( 24 ) - انباه الروات - ج 3 - ص 114 . ( 25 ) - كامل ابن اثير - چاپ 1353 ه - ج 7 - ص 280 .